word - لغت

assessor || ارزیاب

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əˈses.ər

UK :

əˈses.ɚ

US :

family - خانواده

[['assessment' 'assess'] ['ارزیابی' 'ارزیابی کنید']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [assessor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessor] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • appraiser


    ارزیاب

  • examiner


    ممتحن

  • inspector


    بازرس


  • محقق

  • tester


    آزمایشکننده

  • analyser


    تحلیلگر

  • checker


    چکر

  • evaluator


    ارزیاب


  • قضاوت کنید

  • revenuer


    درآمد آور

  • surveyor


    نقشه بردار

  • taxer


    مالیات گیرنده

  • supervisor


    سرپرست

  • scrutinizer


    موشکافی کننده

  • superintendent


    سرپرست

antonyms - متضاد