ترجمه
حذف

assorted

متنوع

adjective

صفت

UK : əˈsɔː.tɪd

US : əˈsɔːr.t̬ɪd

google image of assorted

assorted image / تصویر
assorted image / تصویر
assorted image / تصویر
assorted image / تصویر
assorted image / تصویر

Description of assorted

  • consisting of various types mixed together.

  • متشکل از انواع مختلف مخلوط با هم.

  • consisting of various types mixed together.

  • متشکل از انواع مختلف مخلوط با هم.

SENTENCE of assorted

  • opposite of

  • homogeneous

  • همگن

  • similar

  • مشابه

  • identical

  • همسان

  • alike

  • یکسان

  • like

  • پسندیدن

  • same

  • یکسان

  • uniform

  • لباس فرم

  • unvaried

  • بی تنوع

  • parallel

  • موازی

  • resembling

  • شبیه

  • corresponding

  • متناظر

  • analogous

  • مشابه

  • cognate

  • هم خانواده

  • akin

  • یکسان

  • indistinguishable

  • غیر قابل تشخیص

  • synonyms of

  • miscellaneous

  • متفرقه

  • mixed

  • مختلط

  • varied

  • متنوع

  • various

  • مختلف

  • different

  • ناهمسان

  • diverse

  • گوناگون، متنوع

  • diversified

  • متنوع شده است

  • heterogeneous

  • ناهمگون

  • motley

  • رنگارنگ

  • sundry

  • مختلف

  • variegated

  • متنوع

  • eclectic

  • التقاطی

  • manifold

  • تعداد زیاد و متنوع

  • multifarious

  • متنوع

  • varying

  • متفاوت

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی