word - لغت

asthmatically || به صورت آسمی

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

æsˈmæt.ɪ.kəl.i

UK :

æzˈmæt̬.ɪ.kəl.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [asthmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asthmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asthmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asthmatically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asthmatically] در گوگل

description - توضیح

  • acting in a way caused by asthma


    به گونه ای عمل می کند که ناشی از آسم است


  • بد عمل می کند

example - مثال

  • The rusty old car wheezed asthmatically into life.


    ماشین قدیمی زنگ زده به طرز آسمی به زندگی خس خس می کرد.

synonyms - مترادف

  • breathlessly


    بی نفس

  • gaspingly


    با نفس نفس زدن

  • wheezily


    خس خس

  • stertorously


    شدیدا

  • exhaustedly


    خسته

  • breathily


    تنفسی

  • raspingly


    به شدت

  • chestily


    قفسه سینه

antonyms - متضاد