ترجمه
حذف

aunt

عمه

noun

اسم

UK : ɑːnt

US : ænt

google image of aunt

aunt image / تصویر
aunt image / تصویر
aunt image / تصویر
aunt image / تصویر
aunt image / تصویر

Description of aunt

SENTENCE of aunt

  • opposite of

  • nephew

  • پسر خواهر یا برادر

  • niece

  • دختر برادر یا خواهر و غیره

  • uncle

  • عمو یا دایی

  • nonrelative

  • غیر نسبی

  • bloke

  • بلوک

  • boy

  • پسر

  • chap

  • فصل

  • gentleman

  • جنتلمن

  • guy

  • پسر

  • lad

  • پسر

  • laddie

  • بانو

  • male

  • نر

  • man

  • مرد

  • synonyms of

  • aunty

  • عمه

  • auntie

  • خاله

  • kinsman

  • خویشاوند

  • kin

  • خویشاوندان

  • relation

  • رابطه

  • relative

  • نسبت فامیلی

  • kinswoman

  • زن خویشاوند

  • sibling

  • خواهر و برادر

  • kinsperson

  • خویشاوندان

  • cousin

  • عمو زاده

  • rellie

  • تکیه کن

  • agnate

  • مگنت

  • cognate

  • هم خانواده

  • folk

  • مردم

  • connection

  • ارتباط

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی