word - لغت

bark || پارس سگ

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bɑːk

UK :

bɑːrk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bark] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bark] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • howl


    زوزه کشیدن

  • bay


    خلیج

  • yelp


    فریاد زدن

  • yap


    یاپ

  • yowl


    زوزه

  • growl


    غرغر کردن

  • snarl


    غرغر کردن

  • woof


    بافت

  • gnarl


    غرغر کردن

  • whine


    ناله کردن

  • yip


    ایپ

  • arf


    ارف

  • roar


    غرش


  • گریه کردن

  • wail


    ناله

antonyms - متضاد


  • هسته


  • وسط

  • interior


    داخلی

  • kernel


    هسته

  • centerUS


    مرکز ایالات متحده

  • centreUK


    مرکز انگلستان


  • داخل


  • گوشت

  • pulp


    پالپ


  • ساکت


  • سکوت

  • hush


    ساکت کردن

  • taciturnity


    کم حرفی

  • lull


    آرامش

  • unresponsiveness


    عدم پاسخگویی