battles

base info - اطلاعات اولیه

battles - نبردها

N/A - N/A

ˈbæt̬.əl

UK :

ˈbæt.əl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [battles] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the Battle of the Somme


    نبرد سام

  • Her only brother was killed in battle (= while fighting).


    تنها برادرش در جنگ کشته شد (= در حال جنگ).

  • The aid agency continues the battle against ignorance and superstition.


    سازمان امداد به نبرد با جهل و خرافات ادامه می دهد.

  • The battle for women's rights still goes on.


    مبارزه برای حقوق زنان هنوز ادامه دارد.


  • مبارزه طولانی با سرطان

  • Police battled with residents in this part of the city for three days.


    پلیس به مدت سه روز با ساکنان این قسمت از شهر درگیر شد.

  • For years the two nations battled over territory.


    سال‌ها این دو کشور بر سر قلمرو جنگیدند.

  • He had to battle against prejudice to get a job.


    او برای به دست آوردن شغل باید با تعصبات مبارزه می کرد.

  • Her parents battled for the right to be involved in the decision-making.


    والدین او برای حق مشارکت در تصمیم گیری مبارزه کردند.

  • We battled with the elements to get the roof fixed.


    ما با عناصر جنگیدیم تا سقف را درست کنیم.

  • the Battle of Cedar Creek


    نبرد سدر کریک

  • a naval battle


    یک نبرد دریایی

  • The battle between street gangs went on for years.


    نبرد بین باندهای خیابانی سال ها ادامه داشت.


  • آنها در نبرد با ناشر خود بر سر حقوق الکترونیکی هستند.

  • Doctors Without Borders is a group that wages battles against hunger and disease.


    پزشکان بدون مرز گروهی است که با گرسنگی و بیماری مبارزه می کند.

  • Congress is battling with the White House over funding.


    کنگره در حال مبارزه با کاخ سفید بر سر تامین مالی است.

  • Long Horse died battling the Sioux in 1875.


    لانگ هورس در سال 1875 در نبرد با سیو درگذشت.

  • I thought we had the game under control but they really battled back.


    من فکر می‌کردم که بازی را تحت کنترل داریم، اما آنها واقعاً با هم مبارزه کردند.

  • The group was formed to battle prejudice.


    این گروه برای مبارزه با تعصب تشکیل شد.

  • They were locked in a battle for boardroom control.


    آنها در یک نبرد برای کنترل اتاق هیئت مدیره قفل شده بودند.

  • If you want to stay in the battle with competitors, you must constantly update your services.


    اگر می خواهید در نبرد با رقبا بمانید، باید خدمات خود را دائما به روز کنید.


  • نبرد مداوم بین دولت و اتحادیه ها

  • a fierce/bitter/long-running battle


    نبرد شدید/تلخ/طولانی

  • After suffering a drop in profits, the firm found itself in the middle of a takeover battle.


    پس از کاهش سود، شرکت خود را در میانه نبرد تصاحب یافت.

  • Has Europe lost the battle with America over online dominance?


    آیا اروپا در نبرد با آمریکا بر سر تسلط آنلاین شکست خورده است؟

  • The entire aviation industry is locked in a battle to produce the most efficient aircraft and engines.


    کل صنعت هوانوردی درگیر نبردی برای تولید کارآمدترین هواپیماها و موتورها است.

  • Many smaller firms are losing out in the battle for survival.


    بسیاری از شرکت های کوچکتر در نبرد برای بقا شکست می خورند.

  • The government faces a battle to regain the confidence of the financial markets.


    دولت با نبردی برای به دست آوردن مجدد اعتماد بازارهای مالی مواجه است.

  • Workers fought an uphill battle to prove their illnesses were caused by on-the-job toxic exposures.


    کارگران نبرد سختی را انجام دادند تا ثابت کنند که بیماری هایشان ناشی از قرار گرفتن در معرض سموم در محل کار است.

  • the battle to develop new technologies


    نبرد برای توسعه فناوری های جدید

  • The company will now have to battle its resurgent competitor.


    این شرکت اکنون باید با رقیب در حال ظهور خود مبارزه کند.

synonyms - مترادف
  • warfare


    جنگ

  • war


    تعارض


  • دعوا کردن


  • مبارزات انتخاباتی

  • campaigning


    مبارزه کن

  • combat


    تقلا


  • خونریزی

  • bloodshed


    خصومت ها

  • hostilities


    نبرد


  • دشمنی

  • enmity


    جهاد

  • jihad


    خصومت

  • hostility


    زد و خوردها

  • skirmishes


    تضاد

  • antagonism


    درگیری های مسلحانه


  • بازوها

  • arms


    ضربه می زند

  • blows


    مسابقه


  • استراتژی


  • مبارزه مسلحانه


  • اقدام نظامی


  • برخورد اسلحه

  • clash of arms


    عبور در بازوها

  • passage at arms


    عبور از بازوها

  • passage of arms


    خشونت


  • نزاع

  • strife


    دعواها

  • fightings


    درگیری ها

  • conflicts


    خون ریزی

  • bloodlettings


    قصابی

  • butchery


antonyms - متضاد
  • harmony


    هماهنگی


  • صلح

  • accord


    توافق


  • رفاقت

  • concord


    آتش بس

  • concordance


    آشتی

  • amity


    معاهده

  • armistice


    توقف خصومت ها

  • ceasefire


    اتحاد

  • conciliation


    آرام


  • آرامش ایالات متحده

  • truce


    آرامش

  • cessation of hostilities


    آرام سازی


  • صلح طلبی

  • calm


    زمان صلح

  • tranquilityUS


    آرامش انگلستان

  • serenity


    عشق

  • pacification


    مماشات

  • pacifism


  • peacetime


  • tranquillityUK


  • calmness


  • peacefulness



  • appeasement


  • placidity


لغت پیشنهادی

dip

لغت پیشنهادی

responsibly

لغت پیشنهادی

almighty