word - لغت

bedbug || ساس

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbed.bʌɡ

UK :

ˈbed.bʌɡ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bedbug] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedbug] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedbug] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedbug] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedbug] در گوگل

description - توضیح


  • حشره بسیار کوچکی که عمدتاً در بستر زندگی می کند و با مکیدن خون افراد تغذیه می کند

example - مثال

synonyms - مترادف

  • vermin


    حیوانات موذی

  • pest


    آفت

  • insect


    حشره

  • bug


    حشره

  • arthropod


    بندپایان

  • minibeast


    حیوان کوچک

  • parasite


    انگل

  • flea


    کک

  • mosquito


    پشه

  • pestilence


    آفت

  • plague


    طاعون

  • ant


    مورچه


  • پرواز


  • حیوان

  • centipede


    هزار پا

antonyms - متضاد