word - لغت

bedfellow || هم تخت

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbedˌfel.əʊ

UK :

ˈbedˌfel.oʊ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bedfellow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedfellow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedfellow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedfellow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedfellow] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • bedmate


    هم بستر


  • متحد


  • حامی

  • confederate


    کنفدراسیون

  • backer


    پشتیبان

  • abettor


    کمک کننده

  • abetter


    بهتر

  • sympathiserUK


    sympathiserUK

  • sympathizerUS


    دلسوز ایالات متحده

  • fellow traveler


    همسفر

  • collaborator


    همکار

  • comrade


    رفیق


  • وابسته

  • accomplice


    همدستان


  • همکار

antonyms - متضاد

  • antagonist


    آنتاگونیست


  • حریف

  • adversary


    حریف


  • دشمن

  • rival


    رقیب

  • foe


    دشمن

  • nemesis


    دشمنی

  • archenemy


    دشمن اصلی

  • villain


    شرور

  • assailant


    مهاجم

  • challenger


    رقیب


  • رقابت


  • مخالفت


  • رقیب

  • attacker


    حمله کننده