word - لغت

bedsit || تخت خواب

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbed.sɪt

UK :

ˈbed.sɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bedsit] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedsit] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedsit] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedsit] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedsit] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • اپارتمان


  • تخت


  • اتاق


  • استودیو

  • bedsit


    تخت خواب

  • bedsitting room


    اتاق خواب


  • آپارتمان استودیو


  • آپارتمان استودیویی

  • quarters


    چهارم

  • digs


    حفاری می کند

  • rooms


    اتاق ها

  • lodgings


    اقامتگاه ها

  • bachelor apartment


    آپارتمان مجردی

  • flatette


    صاف کردن

  • suite


    سوئیت

antonyms - متضاد