word - لغت

bedstead || تخت خواب

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbed.sted

UK :

ˈbed.sted

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bedstead] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedstead] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedstead] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedstead] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bedstead] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • پایه


  • بستر

  • bedframe


    قاب تخت


  • قاب

  • pallet


    پالت


  • بستر

  • sack


    گونی

  • hay


    یونجه

  • kip


    کیپ

  • cot


    تخت

  • bunk


    تختخواب

  • berth


    اسکله

  • billet


    شمش

  • cradle


    گهواره

  • bassinet


    حوضچه

antonyms - متضاد