word - لغت

beige || رنگ بژ

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

beɪʒ

UK :

beɪʒ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [beige] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beige] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beige] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beige] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beige] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • شن

  • ecru


    اکرو

  • biscuit


    بیسکویت

  • oatmeal


    بلغور جو دوسر

  • buff


    گاومیش


  • کرم رنگ

  • fawn


    حنایی

  • sandy


    شنی

  • wheaten


    گندم

  • camel


    شتر

  • tan


    برنزه


  • قهوه

  • greige


    گریژ

  • taupe


    مایل به زرد

  • khaki


    خاکی

antonyms - متضاد

  • vivid


    واضح


  • درخشان

  • colorfulUS


    رنگارنگ آمریکا

  • colourfulUK


    رنگارنگ انگلستان


  • روشن

  • vibrant


    پر جنب و جوش

  • glaring


    خیره کننده


  • شدید، قوی

  • chromatic


    رنگی

  • flashy


    پر زرق و برق

  • florid


    گلدار

  • gaudy


    زرنگ

  • graphic


    گرافیکی


  • با صدای بلند


  • ثروتمند