word - لغت

belie || تکذیب

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

bɪˈlaɪ

UK :

bɪˈlaɪ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [belie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belie] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Her calm face belied the terror she was feeling.


    چهره آرام او وحشتی را که احساس می کرد رد می کرد.

  • His gruff manner belied a gentle personality.


    رفتار خشن او یک شخصیت ملایم را تکذیب می کرد.

synonyms - مترادف

  • disprove


    رد کردن

  • contradict


    تناقض دارند

  • discredit


    بی اعتبار کردن

  • confute


    اشتباه گرفتن

  • refute


    رد کردن

  • debunk


    پاک کردن

  • rebut


    رد کردن

  • controvert


    مناقشه


  • انکار


  • منفجر شدن


  • در معرض گذاشتن

  • repudiate


    رد کردن

  • confound


    گیج کردن

  • disconfirm


    رد کردن

  • falsify


    جعل کردن

antonyms - متضاد


  • تایید


  • تاسيس كردن


  • ثابت كردن

  • validate


    تصدیق

  • verify


    تایید کنید

  • affirm


    تایید کردن


  • موافق


  • کمک


  • اجازه


  • تایید


  • کمک کند

  • attest


    گواهی

  • concur


    هم رای بودن

  • consent


    رضایت

  • endorse


    تایید و امضا