word - لغت

belle || خوشگل

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bel

UK :

bel

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • زیبایی

  • looker


    نگاه کننده

  • goddess


    الهه

  • stunner


    خیره کننده

  • knockout


    ناک اوت


  • چشم انداز


  • دوست داشتني

  • Venus


    سیاره زهره

  • cracker


    ترقه


  • عسل

  • eyeful


    چشمی

  • smasher


    خرد کن


  • تصویر


  • ظرف

  • peach


    هلو

antonyms - متضاد

  • actuality


    واقعی بودن


  • سگ

  • eyesore


    چیز بدنما


  • حقیقت


  • واقعیت


  • ضرر - زیان

  • dud


    احمق

  • hag


    هول

  • beldame


    بلدام

  • crone


    کرون

  • shrew


    زیرک

  • witch


    جادوگر


  • کیسه

  • battle-ax


    تبر نبرد

  • beldam


    بلدام