word - لغت

beverage || نوشیدنی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbev.ər.ɪdʒ

UK :

ˈbev.ɚ.ɪdʒ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [beverage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beverage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beverage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beverage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beverage] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Hot beverages include tea. coffee. and hot chocolate.


    نوشیدنی های گرم شامل چای است. قهوه. و شکلات داغ

  • We do not sell alcoholic beverages.


    ما مشروبات الکلی نمی فروشیم.

  • cool. refreshing beverages


    سرد. نوشیدنی های گوارا

  • What’s your favorite beverage?


    نوشیدنی مورد علاقه شما چیست؟

  • the alcoholic beverage. tobacco. and gambling industries


    نوشیدنی الکلی تنباکو و صنایع قمار

  • The agency regulates and controls the sale of all beverages exceeding 16% alcohol.


    این آژانس فروش تمام نوشیدنی های بیش از 16٪ الکل را تنظیم و کنترل می کند.

synonyms - مترادف


  • نوشیدنی

  • libation


    لیسه کردن

  • potable


    قابل شرب

  • quencher


    خاموش کننده

  • potation


    معجون

  • drinkable


    قابل نوشیدن

  • refreshment


    طراوت

  • liquid


    مایع

  • brew


    دم کردن

  • cuppa


    فنجان

  • cooler


    خنک کننده

  • draughtUK


    draughtUK

  • liquor


    مشروب

  • bevyUS


    bevyUS

  • bevvyUK


    bevvyUK

antonyms - متضاد


  • غذا

  • victuals


    خوراکی ها


  • وعده غذایی

  • comestible


    خوراکی

  • chow


    غذا خوردن

  • nosh


    نوش

  • edible


    خوراکی


  • نان

  • snack


    خوراک مختصر

  • grub


    گراب

  • dessert


    دسر


  • ظرف


  • گاز گرفتن


  • گوشت

  • eatable


    قابل خوردن