word - لغت

birthright || حق تولد

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbɜːθ.raɪt

UK :

ˈbɝːθ.raɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [birthright] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [birthright] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [birthright] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [birthright] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [birthright] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • میراث

  • patrimony


    میراث

  • inheritance


    وراثت


  • درست


  • ناشی از

  • bequest


    وصیت


  • میراث

  • primogeniture


    ابتدایی بودن

  • privilege


    امتیاز

  • prerogative


    حق ویژه


  • مطالبه

  • entitlement


    استحقاق


  • اشتراک گذاری

  • endowment


    وقف


  • املاک

antonyms - متضاد