word - لغت

bitchiness || عوضی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbɪtʃ.i.nəs

UK :

ˈbɪtʃ.i.nəs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bitchiness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bitchiness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bitchiness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bitchiness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bitchiness] در گوگل

description - توضیح

  • unkind behaviour towards someone. especially by saying unpleasant things about them.


    رفتار ناپسند با کسی به خصوص با گفتن چیزهای ناخوشایند در مورد آنها.

example - مثال

synonyms - مترادف

  • spitefulness


    کینه توزی

  • venom


    زهر

  • maliciousness


    بدخواهی

  • meanness


    پست

  • cattiness


    گربه بودن

  • viciousness


    شرارت

  • nastiness


    تندی

  • hatefulness


    نفرت

  • unpleasantness


    ناخوشایند

  • shrewishness


    زیرکی

  • spite


    با وجود

  • malevolence


    بدخواهی

  • malice


    بدخواهی


  • نفرت

  • malignancy


    بدخیمی

antonyms - متضاد

  • kindness


    مهربانی


  • عشق

  • liking


    دوست داشتن

  • loving


    با محبت


  • پسندیدن

  • goodwill


    حسن نیت

  • benevolence


    خیرخواهی


  • توجه


  • خیریه

  • friendliness


    دوستی

  • sympathy


    ابراز همدردی


  • تصویب

  • admiration


    تحسین

  • affection


    محبت


  • دوستی