word - لغت

blasphemous || کفرآمیز

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈblæs.fə.məs

UK :

ˈblæs.fə.məs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [blasphemous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blasphemous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blasphemous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blasphemous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [blasphemous] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • a blasphemous remark


    یک اظهار توهین آمیز


  • برخی معتقدند چنین هنری کفرآمیز است.

  • His writing has been condemned for blasphemy.


    نوشته های او به جرم توهین به مقدسات محکوم شده است.

synonyms - مترادف

  • impious


    بی دین

  • irreverent


    بی احترامی

  • profane


    ناسزا

  • sacrilegious


    توهین آمیز

  • disrespectful


    بی احترامی

  • godless


    بی خدا

  • irreligious


    بی دین

  • ungodly


    بی خدا

  • cheeky


    پر رو

  • contemptuous


    تحقیرآمیز

  • unholy


    نامقدس

  • cursing


    فحش دادن

  • execrative


    اجرایی

  • execratory


    دفع کننده

  • imprecatory


    نابخردانه

antonyms - متضاد

  • reverent


    محترم

  • pious


    پارسا

  • devout


    عابد

  • godly


    خداپسندانه


  • دینی

  • respectful


    احترام

  • God-fearing


    خدا ترس

  • reverential


    محترمانه


  • مقدس

  • righteous


    عادل

  • prayerful


    نمازگزار

  • deferential


    تبعیض آمیز


  • معنوی

  • dutiful


    وظیفه شناس

  • regardful


    قابل احترام