ترجمه
حذف

bonded

پیوند خورده

adjective

صفت

UK : ˈbɒndɪd

US : US spell not find

google image of bonded

bonded image / تصویر
bonded image / تصویر
bonded image / تصویر
bonded image / تصویر
bonded image / تصویر

Description of bonded

SENTENCE of bonded

  • opposite of

  • free

  • رایگان

  • liberated

  • آزاد شد

  • uncertain

  • نا معلوم

  • split

  • شکاف

  • detached

  • جدا

  • loosened

  • شل شد

  • unfastened

  • بسته نشده

  • separated

  • جدا از هم

  • freed

  • آزاد شد

  • removed

  • حذف شده

  • disengaged

  • جدا شده

  • disconnected

  • قطع شده

  • severed

  • قطع شده است

  • parted

  • جدا شد

  • isolated

  • جدا شده

  • synonyms of

  • secured

  • امن شده است

  • certified

  • گواهی شده

  • guaranteed

  • تضمین

  • insured

  • بیمه شده

  • pledged

  • متعهد شد

  • warranted

  • تضمین شده است

  • assured

  • خاطر جمع

  • bound

  • مقید شده است

  • stipulated

  • مقرر شده است

  • covenanted

  • عهد کرد

  • underwritten

  • پذیرفته شده است

  • promised

  • قول داده

  • endorsed

  • تایید شد

  • undertaken

  • انجام شده است

  • protected

  • حفاظت شده

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی