ترجمه
حذف

boneless

بدون استخوان

adjective

صفت

UK : ˈbəʊn.ləs

US : ˈboʊn.ləs

google image of boneless

boneless image / تصویر
boneless image / تصویر
boneless image / تصویر
boneless image / تصویر
boneless image / تصویر

Description of boneless

SENTENCE of boneless

  • opposite of

  • bony

  • استخوانی

  • containing bones

  • حاوی استخوان

  • non-deboned

  • بدون استخوان

  • with bones

  • با استخوان

  • durable

  • بادوام

  • enduring

  • ماندگار

  • hard

  • سخت

  • hard as nails

  • سخت مثل ناخن

  • resilient

  • ارتجاعی

  • resolute

  • مصمم

  • robust

  • قدرتمند

  • rugged

  • ناهموار

  • stalwart

  • استوار

  • steadfast

  • ثابت قدم

  • steady

  • ثابت

  • synonyms of

  • cowardly

  • بزدل

  • spineless

  • بدون ستون فقرات

  • craven

  • هوس کرده

  • gutless

  • ترسو

  • timid

  • ترسو

  • pusillanimous

  • پوسیلان

  • yellow

  • رنگ زرد

  • chicken

  • مرغ

  • timorous

  • ترسناک

  • weak

  • ضعیف

  • fearful

  • ترسناک

  • soft

  • نرم

  • wimpish

  • غمگین کردن

  • feeble

  • ضعیف

  • recreant

  • بازآفرین

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی