word - لغت

bonito || بونیتو

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bəˈniːtəʊ

UK :

bəˈniːt̬oʊ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bonito] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bonito] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bonito] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bonito] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bonito] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Fish caught in warm waters include bonito. sharks. and turtles.


    ماهی هایی که در آب های گرم صید می شوند شامل بونیتو می باشد. کوسه ها و لاک پشت ها

  • Dashi is a mixture of dried bonito and dried seaweed.


    داشی مخلوطی از بونیتو خشک و جلبک دریایی خشک شده است.

  • It`s a sort of pancake and they top it with shaved bonito flakes.


    این نوعی پنکیک است و روی آن را با پرک های تراشیده شده روی آن قرار می دهند.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد