ترجمه
حذف

bonny

خوشگل

adjective

صفت

UK : ˈbɒn.i

US : ˈbɑː.ni

google image of bonny

bonny image / تصویر
bonny image / تصویر
bonny image / تصویر
bonny image / تصویر
bonny image / تصویر

Description of bonny

SENTENCE of bonny

  • opposite of

  • unattractive

  • غیر جذاب

  • grotesque

  • گروتسک

  • hideous

  • زشت و زننده

  • homely

  • خانگی

  • ill-favoredUS

  • بدخواه ایالات متحده

  • plain

  • جلگه

  • ugly

  • زشت

  • unaesthetic

  • غیر زیبایی

  • unbeautiful

  • نازیبا

  • uncomely

  • ناخوشایند

  • uncute

  • ناز

  • unhandsome

  • ناخوشایند

  • unlovely

  • نا دوست داشتنی

  • unpleasing

  • ناخوشایند

  • unpretty

  • نازیبا

  • synonyms of

  • beautiful

  • زیبا

  • lovely

  • دوست داشتني

  • fetching

  • واکشی

  • attractive

  • جذاب

  • charming

  • جذاب

  • gorgeous

  • جذاب

  • knockout

  • ناک اوت

  • prepossessing

  • مضطرب کردن

  • ravishing

  • فریبنده

  • winning

  • برنده شدن

  • adorable

  • شایان ستایش

  • appealing

  • جذاب

  • beauteous

  • زیبا

  • comely

  • زیبا

  • fair

  • نمایشگاه

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی