ترجمه
حذف

bonspiel

بونسپیل

noun

اسم

UK : ˈbɒn.spiːl

US : ˈbɑːn.spiːl

google image of bonspiel

bonspiel image / تصویر
bonspiel image / تصویر
bonspiel image / تصویر
bonspiel image / تصویر
bonspiel image / تصویر

Description of bonspiel

SENTENCE of bonspiel

  • I organized bonspiels for the school kids to be played on outdoor sheets of ice with jam pails full of frozen sand for rocks.

  • من برای بچههای مدرسه بازیهایی ترتیب دادم که روی صفحات یخ در فضای باز با سطلهای مربا پر از ماسه یخ زده برای سنگها بازی کنند.

  • In my short curling career. I`ve competed in several bonspiels (tournaments) and become a certified instructor.

  • در دوره کوتاه حرفه ای من در رشته فر کردن. من در چندین مسابقه (تورنمنت) شرکت کرده ام و یک مربی معتبر شده ام.

  • We were always having bonspiels and everybody won something.

  • ما همیشه در حال بازی کردن بودیم و هرکس چیزی را برد.

  • Although I had never met him I knew he had played in several bonspiels in the club.

  • اگرچه من هرگز او را ندیده بودم، می دانستم که او در چندین بازی در باشگاه بازی کرده است.

  • opposite of

  • synonyms of

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی