ترجمه
حذف

boob

سینه

noun

اسم

UK : buːb

US : buːb

google image of boob

boob image / تصویر
boob image / تصویر
boob image / تصویر
boob image / تصویر
boob image / تصویر

Description of boob

  • a woman`s breast.

  • سینه یک زن

  • a stupid person

  • یک فرد احمق

  • a silly mistake.

  • یک اشتباه احمقانه

  • to make a silly mistake.

  • برای انجام یک اشتباه احمقانه

SENTENCE of boob

  • opposite of

  • exteriority

  • بیرونی

  • outside

  • خارج از

  • thigh

  • ران

  • wing

  • بال

  • back

  • بازگشت

  • exoneration

  • تبرئه

  • brains

  • مغزها

  • sages

  • حکیمان

  • synonyms of

  • breasts

  • سینه ها

  • bust

  • نیم تنه

  • bosom

  • سینه

  • knockers

  • کوبنده ها

  • melons

  • خربزه

  • chest

  • قفسه سینه

  • pair

  • جفت

  • rack

  • دندانه دار کردن

  • cleavage

  • رخ

  • jugs

  • کوزه ها

  • tits

  • جوانان

  • bristols

  • بریستول

  • hooters

  • هوترها

  • boobies

  • بوبی ها

  • dugs

  • حفر می کند

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی