ترجمه
حذف

boogie

بوگی

verb

فعل

UK : ˈbuː.ɡi

US : ˈbuː.ɡi

google image of boogie

boogie image / تصویر
boogie image / تصویر
boogie image / تصویر
boogie image / تصویر
boogie image / تصویر

Description of boogie

SENTENCE of boogie

  • opposite of

  • crawl

  • خزیدن

  • creep

  • خزیدن

  • dawdle

  • جست و خیز کردن

  • retard

  • عقب مانده

  • brake

  • ترمز

  • decelerate

  • کند کردن

  • poke

  • بهم زدن

  • delay

  • تاخیر انداختن

  • slow

  • آهسته. تدریجی

  • slow down

  • کند کردن

  • cease

  • دست کشیدن

  • check

  • بررسی

  • dally

  • دلتنگ

  • discourage

  • دلسرد کردن

  • dissuade

  • منصرف کردن

  • synonyms of

  • jig

  • جیغ

  • jive

  • جان دادن

  • bop

  • باپ

  • caper

  • کپر

  • dance

  • رقصیدن

  • party

  • مهمانی - جشن

  • rock

  • سنگ

  • trip

  • سفر

  • disco

  • دیسکو

  • groove

  • شیار

  • hoof it

  • آن را سم بزن

  • get down

  • بیا پایین

  • step it

  • قدم بردار

  • cut a rug

  • یک فرش بریدن

  • prance

  • شوخی

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی