ترجمه
حذف

bookkeeper

حسابدار

noun

اسم

UK : ˈbʊkˌkiː.pər

US : ˈbʊkˌkiː.pɚ

google image of bookkeeper

bookkeeper image / تصویر
bookkeeper image / تصویر
bookkeeper image / تصویر
bookkeeper image / تصویر
bookkeeper image / تصویر

Description of bookkeeper

SENTENCE of bookkeeper

  • Jeanette is a retired bookkeeper.

  • ژانت یک حسابدار بازنشسته است.

  • He got himself a job as a bookkeeper for a ferry company.

  • او برای خود شغلی به عنوان حسابدار در یک شرکت کشتیرانی پیدا کرد.

  • If you`re bad with numbers. hire a bookkeeper to keep your financial records.

  • اگر با اعداد بد هستید برای نگهداری سوابق مالی خود یک حسابدار استخدام کنید.

  • opposite of

  • synonyms of

  • accountant

  • حسابدار

  • auditor

  • ممیز، مامور رسیدگی

  • clerk

  • منشی

  • CPA

  • CPA

  • bean counter

  • شمارنده لوبیا

  • cost accountant

  • حساب دار

  • certified public accountant

  • حسابدار قسم خورده

  • actuary

  • اکچوئری

  • comptroller

  • کنترل کننده

  • analyst

  • تحلیلگر

  • statistician

  • آمارشناس

  • calculator

  • ماشین حساب

  • number cruncher

  • خرد کننده اعداد

  • reckoner

  • حسابگر

  • examiner

  • ممتحن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی