ترجمه
حذف

booted

بوت شده

verb

فعل

UK : buːt

US : buːt

google image of booted

booted image / تصویر
booted image / تصویر
booted image / تصویر
booted image / تصویر
booted image / تصویر

Description of booted

SENTENCE of booted

  • opposite of

  • shown

  • نشان داده شده

  • broadcast

  • پخش

  • broadcasted

  • پخش شد

  • aired

  • پخش شد

  • transmitted

  • منتقل شده است

  • televised

  • تلویزیونی

  • beamed

  • پرتو شد

  • relayed

  • رله کرد

  • disseminated

  • منتشر شده است

  • distributed

  • توزیع شده است

  • promulgated

  • ابلاغ شد

  • publicisedUK

  • در بریتانیا منتشر شد

  • publicizedUS

  • ایالات متحده منتشر شد

  • published

  • منتشر شده

  • reported

  • گزارش شده است

  • synonyms of

  • kicked

  • لگد زد

  • punted

  • سوراخ شده

  • bunted

  • بریده شده

  • knocked

  • زد

  • struck

  • رخ داد

  • stricken

  • زده

  • tapped

  • ضربه خورده است

  • blootered

  • منفجر شده

  • drove

  • راند

  • drave

  • راندن

  • driven

  • رانده

  • druv

  • درو

  • dropkicked

  • رها شد

  • hacked

  • هک شده است

  • heaved

  • کشیدن

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی