ترجمه
حذف

border

مرز

noun

اسم

UK : ˈbɔː.dər

US : ˈbɔːr.dɚ

google image of border

border image / تصویر
border image / تصویر
border image / تصویر
border image / تصویر
border image / تصویر

Description of border

SENTENCE of border

  • opposite of

  • synonyms of

  • borders

  • مرز ها

  • frontiers

  • مرزها

  • boundaries

  • مرزها

  • partition

  • تقسیم بندی

  • lines

  • خطوط

  • outlines

  • نمای کلی

  • state lines

  • خطوط دولتی

  • dividing lines

  • خطوط تقسیم

  • borderlands

  • سرزمین های مرزی

  • perimeters

  • محیط ها

  • marches

  • راهپیمایی ها

  • marchlands

  • زمین های راهپیمایی

  • limits

  • محدودیت ها

  • edges

  • لبه ها

  • boundaries

  • مرزها

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی