ترجمه
حذف

bordered

مرزبندی شده است

verb

فعل

UK : ˈbɔː.dər

US : ˈbɔːr.dɚ

google image of bordered

bordered image / تصویر
bordered image / تصویر
bordered image / تصویر
bordered image / تصویر
bordered image / تصویر

Description of bordered

SENTENCE of bordered

  • opposite of

  • boundless

  • بی حد و مرز

  • dimensionless

  • بدون بعد

  • endless

  • بی پایان

  • illimitable

  • نامحدود

  • immeasurable

  • غیر قابل اندازه گیری

  • indefinite

  • نامعین

  • infinite

  • بي نهايت

  • limitless

  • بی حد و حصر

  • measureless

  • بی اندازه

  • unbounded

  • نامحدود

  • undefined

  • تعریف نشده

  • unlimited

  • نامحدود

  • unmeasured

  • اندازه گیری نشده

  • free

  • رایگان

  • loose

  • شل

  • synonyms of

  • bounded

  • محدود

  • bound

  • مقید شده است

  • enclosed

  • محصور شده

  • surrounded

  • احاطه شده

  • edged

  • لبه دار

  • fringed

  • حاشیه دار

  • encircled

  • محاصره شده

  • skirted

  • دامن زده

  • circled

  • حلقه زده

  • circumscribed

  • محدود شده است

  • rimmed

  • حاشیه دار

  • lined

  • ردیف شده

  • hemmed

  • لبه دار شده

  • framed

  • قاب شده

  • margined

  • در حاشیه

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی