ترجمه
حذف

Borders

مرز ها

noun

اسم

UK : ˈbɔː.dəz

US : ˈbɔːr.dɚz

google image of Borders

Borders image / تصویر
Borders image / تصویر
Borders image / تصویر
Borders image / تصویر
Borders image / تصویر

Description of Borders

SENTENCE of Borders

  • The rolling Borders region is made of a number of famous counties including Berwickshire. Peeblesshire. Selkirkshire and Roxburghshire.

  • منطقه نورد Borders از تعدادی شهرستان معروف از جمله Berwickshire ساخته شده است. پیبلشایر. سلکرکشایر و راکسبورگشر.

  • famous Borders towns. such as Jedburgh or Hawick

  • شهرهای معروف مرزی مانند جدبورگ یا هاویک

  • He was latterly chairman of Borders Council`s social work committee.

  • وی اخیراً رئیس کمیته مددکاری اجتماعی شورای مرز بود.

  • The plans were vehemently opposed by Borders Council and staff at the college. who claimed that the move would be detrimental to courses.

  • این طرح ها با مخالفت شدید شورای مرزها و کارکنان دانشکده مواجه شد. که مدعی شد این حرکت برای دوره ها مضر است.

  • opposite of

  • middle

  • وسط

  • centreUK

  • مرکز انگلستان

  • centerUS

  • مرکز ایالات متحده

  • central

  • مرکزی

  • inside

  • داخل

  • interior

  • داخلی

  • centresUK

  • مراکز انگلستان

  • centersUS

  • مراکز ایالات متحده

  • insides

  • داخل

  • interiors

  • فضای داخلی

  • mainlands

  • سرزمین های اصلی

  • middles

  • میانه ها

  • regions

  • مناطق

  • territory

  • قلمرو

  • centresUK

  • مراکز انگلستان

  • synonyms of

  • marches

  • راهپیمایی ها

  • boundaries

  • مرزها

  • limits

  • محدودیت ها

  • confines

  • محدود می کند

  • frontiers

  • مرزها

  • marchlands

  • زمین های راهپیمایی

  • borderland

  • سرزمین مرزی

  • borderlands

  • سرزمین های مرزی

  • edges

  • لبه ها

  • borderlines

  • خطوط مرزی

  • lines

  • خطوط

  • dividing lines

  • خطوط تقسیم

  • partition

  • تقسیم بندی

  • state lines

  • خطوط دولتی

  • bounds

  • محدوده

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی