ترجمه
حذف

bore

منفذ

verb

فعل

UK : bɔːr

US : bɔːr

google image of bore

bore image / تصویر
bore image / تصویر
bore image / تصویر
bore image / تصویر
bore image / تصویر

Description of bore

SENTENCE of bore

  • opposite of

  • laughs

  • می خندد

  • blasts

  • انفجارها

  • hoots

  • هوت

  • riots

  • شورش ها

  • entertainers

  • سرگرمی ها

  • gases

  • گازها

  • kicks

  • لگد زدن

  • pleasures

  • لذت ها

  • rushes

  • عجله می کند

  • performers

  • مجریان

  • charmers

  • افسونگران

  • jokers

  • جوکرها

  • allurers

  • فریبنده ها

  • artists

  • هنرمندان

  • artistes

  • هنرمندان

  • synonyms of

  • disinterests

  • بی علاقگی

  • grows weary on

  • خسته می شود

  • turns off

  • خاموش می شود

  • hebetates

  • هیبتات می کند

  • palls

  • پالس ها

  • palls on

  • بر روی

  • stultifies

  • کله پاچه می کند

  • stupefies

  • گیج می کند

  • puts to sleep

  • می خواباند

  • sends to sleep

  • به خواب می فرستد

  • leaves cold

  • برگ های سرد

  • bends one's ear

  • گوش را خم می کند

  • bores out of one's mind

  • از ذهن آدم خسته می شود

  • bores rigid

  • سوراخ های سفت و سخت

  • bores stiff

  • سفت سوراخ می شود

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی