ترجمه
حذف

boring

حوصله سر بر

adjective

صفت

UK : ˈbɔː.rɪŋ

US : ˈbɔː.rɪŋ

google image of boring

boring image / تصویر
boring image / تصویر
boring image / تصویر
boring image / تصویر
boring image / تصویر

Description of boring

SENTENCE of boring

  • opposite of

  • interesting

  • جالب هست

  • fascinating

  • شگفت انگیز

  • intriguing

  • جذاب

  • appealing

  • جذاب

  • eventful

  • پر حادثه

  • impressive

  • چشمگیر

  • affecting

  • موثر بر

  • alluring

  • جذاب

  • amusing

  • سرگرم کننده

  • compelling

  • متقاعد کننده

  • enchanting

  • مسحور کننده

  • exceptional

  • استثنایی

  • intoxicating

  • مست کننده

  • envigoratingUK

  • نشاط آور انگلستان

  • invigoratingUS

  • نیروبخش ایالات متحده

  • synonyms of

  • dreary

  • دلگیر

  • dull

  • کدر

  • uninteresting

  • غیر جالب

  • drab

  • خشک

  • lacklusterUS

  • بی درخشش ایالات متحده

  • lifeless

  • بی جان

  • uninspiring

  • بی انگیزه

  • banal

  • پیش پا افتاده

  • humdrum

  • زمزمه

  • lacklustreUK

  • ضعیف انگلستان

  • uneventful

  • بی حادثه

  • unexciting

  • غیر هیجان انگیز

  • unremarkable

  • غیر قابل توجه

  • vapid

  • پوچ

  • bland

  • نامطلوب

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی