ترجمه
حذف

borough

بخش

noun

اسم

UK : ˈbʌr.ə

US : ˈbɝː.oʊ

google image of borough

borough image / تصویر
borough image / تصویر
borough image / تصویر
borough image / تصویر
borough image / تصویر

Description of borough

SENTENCE of borough

  • opposite of

  • country

  • کشور

  • countryside

  • حومه شهر

  • outdoors

  • بیرون از خانه

  • boondocks

  • باندهای

  • farmland

  • زمین کشاورزی

  • hinterland

  • سرزمین داخلی

  • wilderness

  • بیابان

  • outback

  • دورافتاده

  • woodlands

  • جنگل ها

  • sticks

  • میله ها

  • woods

  • جنگل

  • backveld

  • عقب افتاده

  • whole

  • کل

  • rural

  • روستایی

  • bucolic

  • بوکولیک

  • synonyms of

  • district

  • ناحیه

  • area

  • حوزه

  • region

  • منطقه

  • quarter

  • ربع

  • sector

  • بخش

  • precinct

  • حوزه

  • division

  • تقسیم

  • ward

  • بخش

  • community

  • انجمن

  • locale

  • محلی

  • locality

  • محل

  • neighborhoodUS

  • محله ایالات متحده

  • neighbourhoodUK

  • محله انگلستان

  • parish

  • محله

  • municipality

  • شهرداری

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی