word - لغت

botanical || گیاه شناسی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

bəˈtæn.ɪ.kəl

UK :

bəˈtæn.ɪ.kəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [botanical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [botanical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [botanical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [botanical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [botanical] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • vegetal


    گیاهی


  • گیاه


  • کشاورزی

  • botanic


    گیاه شناسی

  • floral


    گلدار

  • horticultural


    باغبانی

  • concerning plants


    در مورد گیاهان


  • سبزی

  • herbal


    گیاهی


  • بیولوژیکی


  • ارگانیک. آلی

  • biologic


    بیولوژیکی

  • biotic


    زیستی


  • زندگي كردن

  • botanic


    گیاه شناسی

antonyms - متضاد

  • artificial


    ساختگی

  • man-made


    ساخته دست بشر

  • synthesisedUK


    سنتز انگلستان

  • synthesizedUS


    سنتز ایالات متحده

  • synthetic


    مصنوعی

  • unnatural


    غیر طبیعی

  • fake


    جعلی

  • mock


    مسخره کردن

  • imitation


    تقلید


  • نادرست

  • bogus


    ساختگی

  • sham


    شام

  • ersatz


    ersatz

  • simulated


    شبیه سازی شده

  • faux


    تقلبی