word - لغت

bothering || مزاحم

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbɒð.ər

UK :

ˈbɑː.ðɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bothering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bothering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bothering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bothering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bothering] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • vexation


    ناراحتی

  • aggravation


    تشدید

  • pestering


    آزار دهنده

  • bedevilment


    شیطان پرستی

  • harassment


    آزار و اذیت

  • harrying


    آزار دهنده

  • importunity


    اهمیت

  • botheration


    مزاحمت

  • bugging


    ضربه زدن

  • teasing


    اذیت کردن

  • irritation


    تحریک

  • exasperation


    عصبانیت

  • annoying


    مزاحم

  • disturbing


    مزاحم

  • annoyance


    دلخوری

antonyms - متضاد