ترجمه
حذف

bottom

پایین

noun

اسم

UK : ˈbɒt.əm

US : ˈbɑː.t̬əm

google image of bottom

bottom image / تصویر
bottom image / تصویر
bottom image / تصویر
bottom image / تصویر
bottom image / تصویر

Description of bottom

SENTENCE of bottom

  • opposite of

  • top

  • بالا

  • crown

  • تاج پادشاهی

  • head

  • سر

  • height

  • ارتفاع

  • peak

  • اوج

  • summit

  • اجلاس - همایش

  • acme

  • acme

  • apex

  • راس

  • climax

  • به اوج رسیدن

  • culmination

  • اوج گیری

  • meridian

  • نصف النهار

  • pinnacle

  • اوج

  • tip-top

  • نوک بالا

  • vertex

  • راس

  • zenith

  • اوج

  • synonyms of

  • bed

  • بستر

  • foot

  • پا

  • base

  • پایه

  • floor

  • کف

  • ground

  • زمین

  • depths

  • اعماق

  • edge

  • حاشیه، غیرمتمرکز

  • end

  • پایان

  • lowest point

  • پایین ترین نقطه

  • lowest part

  • پایین ترین قسمت

  • deepest part

  • عمیق ترین بخش

  • nether portion

  • قسمت پایین

  • lower limits

  • محدودیت های پایین تر

  • basement

  • زیر زمین

  • nadir

  • نادر

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی