word - لغت

bouldering || بولدرینگ

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbəʊl.dər.ɪŋ

UK :

ˈboʊl.dɚ.ɪŋ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bouldering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bouldering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bouldering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bouldering] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bouldering] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • climbing


    سنگ نوردی

  • mountaineering


    کوهنوردی

  • alpinism


    آلپینیسم

  • hiking


    پیاده روی

  • hillwalking


    پیاده روی در تپه

  • artificial climbing


    صعود مصنوعی

  • free climbing


    کوهنوردی رایگان

  • mountain climbing


    کوهنوردی

  • rock climbing


    صخره نوردی

  • backpacking


    کوله پشتی

  • rock-climbing


    صخره نوردی

  • hill-climbing


    بالارفتن از تپه

  • scaling


    پوسته پوسته شدن

  • walkups


    پیاده روی

  • scrambles


    درهم می زند

antonyms - متضاد

  • downclimbing


    پایین رفتن

  • lowering


    پایین آوردن

  • rappelling


    راپلینگ

  • walking off


    راه رفتن