ترجمه
حذف

boutonniere

بوتونیه

noun

اسم

UK : ˌbuː.tɒnˈjeər

US : ˌbuː.t̬əˈnɪr

google image of boutonniere

boutonniere image / تصویر
boutonniere image / تصویر
boutonniere image / تصویر
boutonniere image / تصویر
boutonniere image / تصویر

Description of boutonniere

SENTENCE of boutonniere

  • Create your own corsage or boutonniere with flowers growing in your family`s garden.

  • با گلهایی که در باغ خانوادهتان رشد میکنند، گلدان یا بوتونایر خود را بسازید.

  • Walton was dressed in a crisp dark suit complete with a yellow boutonniere.

  • والتون با یک کت و شلوار تیره و با بوتونیه زرد پوشیده بود.

  • Krista’s mom pinned boutonnieres on the ushers.

  • مادر کریستا بوتونها را روی بچهها سنجاق کرد.

  • The bride’s and bridesmaids` bouquets. the corsages and the boutonnieres all included scented herbs.

  • دسته گل عروس و ساقدوش ها. گلدان ها و بوتونیه ها همه شامل گیاهان معطر بودند.

  • opposite of

  • synonyms of

  • spray

  • افشانه

  • corsage

  • کراساژ

  • buttonhole

  • سوراخ دکمه

  • flower

  • گل

  • carnation

  • میخک

  • bouquet

  • دسته گل

  • nosegay

  • بینی گی

  • arrangement

  • ترتیب

  • posy

  • پوز

  • bob

  • باب

  • bunch

  • دسته

  • tussie-mussie

  • tussie-mussie

  • bunch of flowers

  • دسته گل

  • garland

  • گلدسته

  • wreath

  • تاج گل

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی