ترجمه
حذف

box

جعبه

phrasal verb

فعل چند قسمتی

UK : bɒks

US : bɑːks

google image of box

box image / تصویر
box image / تصویر
box image / تصویر
box image / تصویر
box image / تصویر

Description of box

SENTENCE of box

  • opposite of

  • contributing

  • کمک کردن

  • promoting

  • ترویج

  • advancing

  • پیشبرد

  • furthering

  • بیشتر کردن

  • making for

  • ساختن برای

  • leading to

  • منجر به

  • causing

  • باعث می شود

  • giving rise to

  • باعث بوجود آمدن

  • resulting in

  • منجر به

  • producing

  • تولید

  • instigating

  • تحریک کننده

  • playing a part in

  • ایفای نقش در

  • driving

  • رانندگی

  • generating

  • تولید می کند

  • inducing

  • القا کننده

  • synonyms of

  • enclosing

  • محصور کردن

  • surrounding

  • اطراف

  • containing

  • حاوی

  • trapping

  • به دام انداختن

  • hemming in

  • سجاف کردن

  • shutting in

  • بسته شدن در

  • penning

  • قلم زدن

  • fencing in

  • حصارکشی در

  • corralling

  • در هم آمیختن

  • cooping up

  • همکاری کردن

  • confining

  • محدود کردن

  • caging

  • قفس بندی

  • walling in

  • دیوار کشی در

  • mewing up

  • میخکوب کردن

  • immuring

  • ناله کردن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی