word - لغت

boxer || بوکسور

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbɒk.sər

UK :

ˈbɑːk.sɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [boxer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [boxer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [boxer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [boxer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [boxer] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • جنگنده

  • prizefighter


    جایزه جنگنده

  • pugilist


    قاتل

  • gladiator


    گلادیاتور

  • pug


    میناکاری

  • ringster


    حلقه

  • bruiser


    کبودی

  • combatant


    رزمنده

  • counterpuncher


    ضد ضربه زن

  • kick-boxer


    کیک بوکسور

  • scrapper


    خراش دهنده

  • sparrer


    اسپارر

  • warrior


    جنگجو

  • wrestler


    کشتی گیر

  • prize fighter


    جنگنده جایزه

antonyms - متضاد

  • peacemaker


    صلح ساز