word - لغت

bozo || بوزو

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbəʊ.zəʊ

UK :

ˈboʊ.zoʊ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bozo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bozo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bozo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bozo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bozo] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • sap


    شیره

  • fool


    احمق

  • idiot


    ادم سفیه و احمق

  • dolt


    dolt

  • imbecile


    ابله

  • simpleton


    ساده لوح

  • dunce


    قلع و قمع کردن

  • moron


    احمق

  • dullard


    کسل کننده

  • halfwit


    نیمه هوش

  • jackass


    جکاسی

  • nincompoop


    nincompoop

  • twit


    توئیت

  • dimwit


    کم هوش

  • dork


    خروسک

antonyms - متضاد


  • مغز

  • genius


    نابغه


  • بودن

  • entity


    وجود، موجودیت

  • egghead


    تخم مرغ


  • پر فکر

  • wiseacre


    خردمند

  • handyman


    خوش دست

  • smart aleck


    الک هوشمند


  • دانشمند فضا پیما

  • sage


    حکیم


  • محقق

  • philosopher


    فیلسوف

  • pundit


    کارشناس

  • pandit


    پاندیت