word - لغت

braced || مهاربندی شده

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

breɪs

UK :

breɪs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [braced] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braced] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braced] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braced] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braced] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • allowed


    مجاز

  • accommodated


    جای داده شده است

  • supported


    پشتیبانی

  • served


    خدمت کرده است

  • prepared


    تهیه شده

  • prepped


    آماده شده

  • planned


    برنامه ریزی شده

  • allowed for


    مجاز برای

  • arranged for


    ترتیب داده شده است

  • bargained for


    برای چانه زدن

  • catered for


    برای


  • آماده شد برای

  • made allowances for


    کمک هزینه برای

  • made concessions for


    برای

  • made plans for


    برای

antonyms - متضاد

  • disregarded


    نادیده گرفته شده است

  • ignored


    نادیده گرفته شده است

  • overlooked


    نادیده گرفته شده

  • neglected


    غفلت

  • omitted


    حذف شده است

  • discounted


    تخفیف داده شده

  • flexed


    خم شد

  • detached


    جدا

  • disconnected


    قطع شده

  • failed


    ناموفق

  • freed


    آزاد شد

  • loosed


    از دست داد

  • loosened


    شل شد

  • released


    منتشر شد

  • undermined


    تضعیف شده است