word - لغت

bradawl || برادول

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbræd.ɔːl

UK :

ˈbræd.ɑːl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bradawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bradawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bradawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bradawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bradawl] در گوگل

description - توضیح


  • یک کوچک. ابزار نوک تیز که برای ایجاد سوراخ استفاده می شود

example - مثال

synonyms - مترادف

  • drill


    مته


  • بیت

  • auger


    مارپیچ

  • gimlet


    گیملت

  • awl


    سوله

  • borer


    سوراخ کننده

  • corkscrew


    پیچ چوب پنبه

  • dibble


    غوغا کردن

  • drilling tool


    ابزار حفاری

  • jackhammer


    جک چکش

  • punch


    مشت زدن

  • riveter


    پرچ کن

  • rotary tool


    ابزار چرخشی

  • trepan


    ترپان

  • trephine


    ترفین

antonyms - متضاد