word - لغت

brag || لاف زدن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

bræɡ

UK :

bræɡ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brag] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brag] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brag] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brag] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brag] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • conceited


    متکبر

  • boastful


    مغرور

  • arrogant


    مغرور

  • cocky


    از خود راضی

  • swaggering


    تکان دادن

  • self-important


    خود مهم

  • vaunting


    فخر فروشی

  • bombastic


    غم انگیز

  • blustering


    غوغا کردن

  • boasting


    فخر فروشی

  • pompous


    با شکوه

  • vain


    بیهوده

  • egotistical


    خود پسندی


  • مغرور

  • egotistic


    خودخواه

antonyms - متضاد


  • فروتن

  • humble


    فروتن

  • egoless


    بی خود

  • uncomplacent


    ناراضی

  • self-effacing


    خود را از بین می برد

  • lowly


    پست

  • unassuming


    بی ادعا

  • self-belittling


    خود خواری

  • self-deprecating


    خود تحقیر کننده

  • deprecating


    تحقیر کننده

  • unconceited


    بی خودی

  • self-forgetful


    خود فراموشی

  • self-forgetting


    خود فراموشی

  • selfless


    از خود گذشته

  • unselfish


    بی خود