word - لغت

braiding || بافتن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

breɪd

UK :

breɪd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [braiding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braiding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braiding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braiding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braiding] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • interweaving


    در هم تنیده شدن

  • intertwining


    در هم تنیده شدن

  • interlacing


    درهم آمیختن

  • entwining


    در هم تنیده شدن

  • twisting


    پیچش

  • plaiting


    بافتن

  • weaving


    بافندگی

  • lacing


    توری

  • knitting


    بافندگی

  • twining


    دوقلویی

  • meshing


    مش بندی

  • platting


    آبکاری

  • pleating


    چین دار

  • ravellingUK


    ravellingUK

  • ravelingUS


    ravelingUS

antonyms - متضاد

  • straightening


    صاف کردن

  • stripping


    برهنه کردن

  • unbraiding


    بافته کردن

  • unravelingUS


    بازگشایی ایالات متحده

  • unravellingUK


    unravellingUK

  • untwisting


    پیچاندن