word - لغت

brainpower || قدرت مغز

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbreɪn.paʊər

UK :

ˈbreɪn.paʊ.ɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brainpower] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brainpower] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brainpower] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brainpower] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brainpower] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • brains


    مغزها

  • intellect


    عقل


  • هوش

  • brilliance


    درخشش

  • headpiece


    سر سر

  • intellectuality


    روشنفکری

  • IQ


    IQ

  • I.Q.


    آی کیو

  • mentality


    ذهنیت


  • ادراک


  • دلیل


  • احساس، مفهوم

  • smarts


    هوشمندی ها


  • درك كردن


  • توانایی

antonyms - متضاد


  • بدن

  • disbelief


    ناباوری

  • misunderstanding


    سوء تفاهم

  • physicality


    جسمانی

  • ignorance


    جهل

  • inability


    عجز

  • stupidity


    حماقت


  • اشتباه

  • disinclination


    بی میلی

  • ineptness


    ناتوانی

  • misinterpretation


    تفسیر نادرست

  • simpleton


    ساده لوح

  • dumdum


    ساده لوحانه

  • dumbo


    دمبو


  • هیجانی