word - لغت

brains || مغزها

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

breɪnz

UK :

US spell not find

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brains] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brains] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brains] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brains] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brains] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد

  • ignorance


    جهل

  • stupidity


    حماقت

  • inability


    عجز

  • ineptness


    ناتوانی


  • اشتباه

  • misinterpretation


    تفسیر نادرست

  • misunderstanding


    سوء تفاهم

  • dullness


    کسالت


  • تاریکی

  • imprudence


    بی تدبیری

  • thoughtlessness


    بی فکری

  • instability


    بی ثباتی

  • denseness


    چگالی

  • insensitivity


    عدم حساسیت

  • obtuseness


    کج بودن