word - لغت

braising || آب پز کردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

breɪz

UK :

breɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [braising] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braising] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braising] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braising] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [braising] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • simmering


    جوشیدن

  • boiling


    غلیان

  • casseroling


    پخت

  • poaching


    شکار غیرقانونی

  • stewing


    خورش

  • steaming


    بخار پز کردن


  • پخت و پز

  • parboiling


    نیم جوش

  • coddling


    نوازش

  • fricasseeing


    فریکاسی

  • roasting


    برشته کردن

  • baking


    پخت

  • grilling


    کباب کردن

  • toasting


    برشته کردن

  • heating


    گرمایش

antonyms - متضاد