word - لغت

branches || شاخه ها

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɑːntʃ.ɪz

UK :

ˈbræn.tʃɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [branches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branches] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • brushwood


    چوب قلم مو

  • thicket


    درختزار انبوه

  • coppice


    پرچین

  • copse


    بدن

  • brake


    ترمز

  • covert


    پنهانی

  • boscage


    بوسکیج

  • chaparral


    چاپارال

  • boskage


    بوسکاژ

  • undergrowth


    زیر نباتی

  • bosk


    بوسک

  • bosque


    بوسکه

  • bosquet


    بوسکت

  • firewood


    هیزم

  • twigs


    شاخه ها

antonyms - متضاد


  • شرکت


  • نزول کردن


  • کاهش

  • sources


    منابع

  • distributaries


    توزیع کنندگان

  • effluents


    پساب ها

  • sewage


    فاضلاب شهری


  • هدر


  • انتشار

  • discharge


    تخلیه

  • pollutants


    آلاینده ها

  • outflows


    خروجی ها


  • جریان

  • effluvia


    افلوویا

  • issues


    مسائل