word - لغت

branded || مارک دار

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈbræn.dɪd

UK :

ˈbræn.dɪd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [branded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [branded] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • copyrighted


    دارای حق چاپ

  • exclusive


    انحصاری

  • named


    تحت عنوان

  • patented


    ثبت اختراع

  • proprietary


    اختصاصی

  • registered


    ثبت شده است

  • trademarked


    علامت تجاری

  • brand-named


    با نام تجاری

  • disgraced


    رسوا شد

  • shamed


    شرمنده

  • discredited


    بی اعتبار شده

  • humiliated


    تحقیر شده

  • degraded


    تحقیر شده

  • in disgrace


    در رسوایی

  • mortified


    متلاشی شده

antonyms - متضاد

  • generic


    عمومی

  • honoredUS


    honoredUS

  • honouredUK


    افتخاری انگلستان


  • محبوب

  • respected


    احترام

  • restored


    بازسازی شد

  • in favourUK


    به نفع انگلستان

  • in favorUS


    به نفع ایالات متحده

  • frozen


    منجمد