word - لغت

brandish || به صدا درآوردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbræn.dɪʃ

UK :

ˈbræn.dɪʃ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brandish] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brandish] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brandish] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brandish] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brandish] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • shows


    نشان می دهد

  • displays


    نمایش می دهد

  • exhibits


    نمایشگاه ها

  • presents


    هدیه

  • airs


    هوا می گیرد

  • demos


    دموها

  • parades


    رژه ها

  • produces


    تولید می کند

  • showcases


    ویترین ها

  • unveils


    رونمایی می کند

  • flaunts


    خودنمایی می کند

  • offers


    ارائه می دهد


  • در معرض دید قرار می دهد

  • sports


    ورزش ها

  • stages


    مراحل

antonyms - متضاد

  • conceals


    پنهان می کند

  • covers


    پوشش می دهد

  • hides


    پنهان می کند

  • tucks away


    tucks دور

  • covers up


    پوشش می دهد

  • stashes


    پنهان می کند

  • stows


    انبار می کند

  • veils


    حجاب ها

  • caches


    حافظه های پنهان

  • ensconces


    دربر می گیرد

  • holes up


    سوراخ

  • keeps dark


    تاریک نگه می دارد

  • keeps secret


    راز نگه می دارد

  • keeps under wraps


    تحت پوشش نگه می دارد

  • obscures


    مبهم می کند